تبليغاتX
قلندر!
فقط. شیعه بر حق است و بس

برخي شهروندان متدين وانقلابي قصد دارند در اعتراض به دستگير نشدن مهدي کروبي و ميرحسين موسوي که اکنون از آنان به عنوان سران فتنه نام برده مي شود در ميدان ارگ تهران تحصن نامحدود کنند.

به گزارش البرز بر اساس پيامکي که از صبح امروز در ميان مردم در حال ارسال است از دريافت کننده پيامک خواسته شده به جمع متحصنين در ميدان مرکزي تهران پيوسته و پيام را براي ديگران نيز ارسال کند.


اين تحصن شبيه تحصن معترضان در ميدان التحرير مصر است که تا تحقق خواسته خود که برکناري مبارک و لغو حالت فوق العاده بود ادامه يافت و اينک با هدف فشار وارد کردن به دستگاه قضايي براي بازداشت مهدي کروبي و ميرحسين موسوي انجام مي شود.

هنوز هيچ مقام رسمي در وزارت کشور و قوه قضائيه به انتشار اين پيام و اينکه چگونه با اين رويداد تعامل خواهد شد سخني اظهار نکرده است.

گفتني است بر اساس طراحي لجوجانه عناصر فتنه در ايران و با هدف ايجاد اختلاف در جامعه و البته با حمايت و پشتيباني رسانه هاي مخالف جمهوري اسلامي روز گذشته اغتشاشات پراکنده اي در چند نقطه تهران بوقوع پيوست که با سوء استفاده منافقين و سودجويان از اين اتفاقات متاسفانه تا کنون دو نفر شهيد و چند نفر مجروح شده اند.


زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی

نوشته شده توسط احسان در ساعت 2:21 | لینک  | 

25 بهمن. عده ای سر خوش بازم فیلشان یاد هندوستان کرده بود و بازهم زورشان را بر سر سطل های زباله پیاده کردند که حق هم دارند آنقدر قلیل و اندک اند که باید با این بچه بازیها خودشان را نشان بدهند ویا شاید بیماری خود کوچک بینی دارند و این اعمال احتیاج روحشان است!!!الله اعلم هرچه که هستند که نیستند به این جمله ی بنده خوب دقت کنند تا به عمق قضیه خوب پی ببرند((شتر در خواب بیند پنبه دانه یا بهتر بگم چاییدین))دیگر نمیتوان باشما منطقی سخن گفت چون منطقی در سر شما نیست جز منطق بی بندوباری واین هم منطق نیست بلکه غریزه ی حیوانی است که بر کام شما شیرین است و بر کام اهل یقین از زهر تلخ تر است ما شما را با تمدنتان تنها میگذاریم تمدنی که باید در آن حیوان بود ولی ما انسانیم حتی اگر مرتجع و رهبر ایران اسلامی تا ظهور حضرت(عج)سید علی خامنه ای است همین و دیگر هیچ.



نوشته شده توسط احسان در ساعت 19:4 | لینک  | 


خبرگزاري فارس: الهلباوي در گفت و گو با شبكه بي بي سي فارسي در پاسخ به اين سئوال مجري كه وزير امورخارجه مصر اظهارات رهبر انقلاب را رد كرده گفت: وزير خارجه كنوني مشروعيت ندارد ضمن اينكه وي بايد از رهبر ايران بدليل موضعگيري كه در قبال انقلاب مصر داشته سپاسگزار باشد.

به گزارش خبرگزاري فارس، كمال توفيق الهلباوي عضو ارشد جمعيت اخوان المسلمين در گفت و گو با شبكه بي بي سي فارسي درباره اظهارات اخير رهبر انقلاب درباره اتقلاب مصر و در پاسخ به اين سئوال مجري كه وزير امورخارجه مصر از اين اظهارات رهبر انقلاب را رد كرده گفت: اين دولت بايد كنار برود و وزير امور خارجه كنوني نيز مشروعيت ندارد ضمن اينكه او از روابط بين مسلمانان اطلاعي ندارد.

عضو ارشد جمعيت اخوان المسلمين افزود: وزير خارجه مصر بايد از رهبر ايران سپاسگزار باشد كه درباره انقلاب مصر چنين موضع گيري كرده است.

وي در ادامه با اظهارنظر درباره احمدي‌نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران، افزود: احمدي نژاد فردي شجاع است و سخنان خود را با شجاعت بيان مي كند.

الهلباوي گفت: من كاري به موضع گيري احمدي نژاد ندارم ولي بريتانيا و آمريكا نمي خواهند كشورها پيشرفت كنند.
عضو ارشد جمعيت اخوان المسلمين گفت: تمام كشورها حق دارند، از تكنولوژي صلح آميز هسته اي برخوردار شوند.

نوشته شده توسط احسان در ساعت 0:47 | لینک  | 

امام جمعه شهر ریاض با انتقاد شدید از موج اعتراضات در مصر و تونس، آنها را اقدامی علیه اسلام دانست.مفتی سعودی

، "شیخ عبدالعزیز آل شیخ" مفتی عربستان سعودی گفت: تظاهراتی که در برخی از کشورهای عربی وجود دارد ، برنامه ریزی شده و مدیریت شده دشمنان اسلام است تا کشورهای عربی و اسلامی، تجزیه و از کشورهای بزرگ و قوی به کشورهای کوچک و عقب مانده تبدیل شوند.

وی که در خطبه های نماز جمعه شهر ریاض سخن می گفت ادامه داد: برنامه های تحریک کنندگان به تظاهرات، جنایتکارانه است که هدف آن حمله به امت اسلامی و پایان بخشیدن به دین و ارزش ها و اخلاق است. برنامه ریزان این تظاهرات به دنبال تجزیه کشورها و سیطره بر منابع آنها هستند که نتیجه آن بد و عواقبش وخیم است چرا که این اقدامات با خون ریزی، بی آبرویی، غارت و زندگی در ترس و گمراهی همراه می شوند.

آل شیخ همچنین در سخنان خود مسلمانان را به آگاهی در واقعیت ها و حقیقت ها دعوت و یادآوری کرد: دشمنان اسلامی خواهان خیر و خوبی برای ما نیستند و هرج و مرجی که در برخی کشورهای اسلامی به وجود آمده از طرف دشمنان اسلام و برای نابودی ماست.

وی خطاب به جوانان نیز گفت: ای جوانان اسلام هوشیار و برحذر باشید و فریب دشمن را نخورید.

او همچنین با انتقاد شدید از برخی رسانه ها گفت که آنها حقیقت را وارونه جلوه می کنند تا قلب ها را از غیر واقعیت ها پر کنند و ملت ها براساس برنامه هایی با هدف نابودی و خرابکاری حرکت کنند.


زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی

مدد زغیر توننگ است یا علی مددی

نوشته شده توسط احسان در ساعت 0:40 | لینک  | 

نمیدونم چی بنویسم تا دلم آروم بگیره یا باید چیکار کرد؟واقعا باید چه کنیم؟باز هم در سوگ 70 هموطن کشته ی بیگناه دیگر بنشینیم و اینبار بخاطر سانحه ی هوایی تهران_ارومیه !!! الله اکبر چه دنیای پستی شده 70 کشته یعنی 70 خانواده ی داغدار یعنی هفتاد مادر دلخون یعنی 70 پدر دلشکسته و ...

ولی باید چه کسی جواب این دلهای محزون شده  را بدهد؟چه کسی باید این خطاهای بزرگ که در این مملکت به وفور یافت میشود را گردن بگیرد؟واقعا چه کسی؟؟؟


دیگر این را نمی توانیم گردن اسرائیل و آمریکا و ... بیندازیم

نوشته شده توسط احسان در ساعت 15:42 | لینک  | 

بسم رب الحیدریون


ای که در دست خود داری کلید عرش اعلی

از ازل سایه ات را گستراندی به عالم بالا

از روز اول خلقت در عالم قبله بودی

بین هر سینه ی آشفته داری حرم معلی

ایوان نجف عجب صفایی دارد

حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

چشمت عین الیقین است، دستت حبل المتین است

به صف پیکار کار ذوالفقارت آتشین است

تکبیرت پر طنین است، ضرباتت آهنین است

طوفان خشم ابرویت قیامت را قرین است

علمت در آسمانها، از همه بالاترین است

ضربان قلب تو سرمایه عمر زمین است

صنمی که جبرییل از باغ روحش خوشه چین است

روح روح الامین حیدر امیر المومنین است

ملکوت بیکران ها، جبروت کهکشانها

همه ملک سرور اعلی، علی علی مولا

بین هر سینه ی آشفته داری حرم معلی

ایوان نجف عجب صفایی دارد

حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

تو دلیل جوشش آب از تمام چشمه هایی

پدر خاکی و از خلقت، تو کردی رونمایی

تو به همراه محمد، پدر همه ماسوایی

تو در اوج بی انتها ساحل امید نجات مایی

به درت آمدم گدایی، ضربان قلب زهرا، علی علی مولا

تا ابد من بنده کس نمی شوم الا، علی علی مولا


این شعر زیبا در روز 8 محرم امسال توسط حاج محمود کریمی هم اجرا شده است

نوشته شده توسط احسان در ساعت 23:23 | لینک  | 

یکی از مسائل مهم و غیر قابل گذشت در مورد غاصب ولایت عمر بن خطاب این است که عمر در اکثر جنگهایی که همراه پیامبر اسلام(ص)بوده است از جنگ فرار کرده و پشت رسول خدارا خالی کرده است که این امر بسیار مهم نشان دهنده ی بزدلی و بی کفایتی این شخص است.و حتی خود او درباره ی فرارش در جنگ احد اینچنین میگوید:((و در حین بالا رفتن از کوه دیدم که مثل یک بز کوهی فرار میکردم))حال همین مساله برای اثبات بی ایمانی و بی کفایت بودن این خلیفه ی گنهکار بس است.اسنادی را هم از کتاب های معتبر اهل سنت برای این پست میگذارم تا اگر کسی باور نکرد عمر فاروقش یک بزدل نامرد بوده است به اینها مراجعه کرده و یقین پیدا کند.

( صحيح البخاري كتاب التفسير باب قوله تعالى: ويوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم، دلائل الصدق ج 3 ق 1 ص 362، سيرة المصطفى لهاشم معروف ص 618. لم يثبت في أحد غير على عليه السلام: شرح التجريد للقوشجى ص 486، دلائل الصدق ج 2 / 357 عنه، نور الابصار للشبلنجى ص 87،صحیح المسلم و . . .)

اسناد قابل ذکر بیشتری هم هست که اثبات کننده ی گناهکار بودن عمر بن خطاب میباشد که ان شا الله در اختیار دوستان میگذاریم.

فقط حیدر امیرالمومنین است

نوشته شده توسط احسان در ساعت 23:11 | لینک  | 




طریق اهل بدعت در سراب است      تبار دشمن حیدر خراب است

به کوری دو چشم اهل سنت           رضای حق، رضای بوتراب است

امیرم صاحب رکنُ مقام است          عبادت بی ولای او کدام است


نکن شک، دشمن شاه ولایت          یقیناً جزء اولاد حرام است


نوشته شده توسط احسان در ساعت 16:42 | لینک  | 

کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که: روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.

فرمودند: حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی صّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم. ترجمه: ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیّت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است. ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش (بریده و) کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید (و بیم) عذابش (به خود او) پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که (انسان را به گرفتاری خویش مشغول و) از بستگان و فرزندانش غافل می سازد. از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او (به توحید) گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار (در یقین). و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. (بر کردارها) آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد. نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و (آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او) عطا فرمود. همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه (و مقتدر). و به برتری شأنش پاک (و منزّه) است. و به علوّ مقامش (به حق) خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی (در معرفت) بر او احاطه پیدا نمی کند. قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. (به آفریدگان) نزدیک است و (در رفعت مقام، از آنان) دور است. (به علوّ شأنش از آنان) دور است و (به آنان) نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار. و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را –در بهترین (و ضروری ترین) برهه و در دوران گسیختگی (وحی) و کفر- به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار (برانگیختن پیامبران به) پیامبری (از جانب) خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی (به قضا و حکم حق) بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی (ویژه و فراوان) از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد. ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما (از پروردگارتان) درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن (از گناه) و پشیمانی و بازگشت (به طاعت) باشد. هر کدامتان که غنیمت شمار (فرصت) است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از (گرفتاری و) مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و (به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و (نزدیکترین) دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای (به عیادت و وداع) به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد. (در چنین حالی می بینی که) تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. (هم اکنون می بینی) رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ (از هر جامه و پیرایه ای) عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، (قطعه دیگر) کفنش را نیز بر او افکنده اند، (به گونه ای که) از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و (نزدیکان) با او وداع نموده، بدرودش گفتند. (اینک می نگری) بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و (کسانی که) یار و همنشین و خویشاوند و دوست (او بودند)، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند. (اکنون) درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. (و بدین گونه است) تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده (و هویدا) می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری (که مجاز به تکلّم است)، آورده می شوند. داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا (به حالشان) است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده (و بدان توجّه) نمی گردد. و دلیل (و عذر) او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد (و به وی سپرده می شود) و بدی کردارش (بر او و دیگران) بیان می شود. هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او (به حرام) و دستش به سخت گیری (نامورد) او و پایش به گام برداشتن (به سوی حرام)، پوستش به لمس (نامشروع) و شرمگاهش به تماس (به حرام) گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را (به عذاب وحشتناک) تهدید می کنند و (خداوند) بینا از کارش پرده بر می دارد. پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند. فرشته مأمور (عذاب او) به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، (پیوسته) پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد (و تبدیل می شود). و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند. به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام (نا خجسته ای) و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که (ایمان و طاعتشان را) از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است. پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان (بهشتی) بهره مند می گردد. و جامهایی (مملو از خوراکی و نوشیدنی) پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم (و از نوشیدنی های بهشت) بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی (پاکیزه) در باغی روشن، (با درختانی) پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد. این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن (نیز) کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس (شیطانی) او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید. این کلامی است قاطع و انکارناپذیر و حکمی بر پایه عدل. بهترین سخنی است که (از خدا و رسول) برگرفته شده و برترین پندی است که (درقرآن) بدان تصریح شده است. از سوی پروردگار ستوده نازل شده است و روح القدس (برتر از تمامی فرشتگان و دارای پاکی) ممتاز، آن را بر پیامبری هدایت یافته و بلند منزلت فرود آورده است. درود فرستادگان بزرگوار و گرامی داشتگان شایسته (الهی) بر او باد. پناه می برم به پروردگار مهربان از شرّ هر (شیطان) رانده شده. پس باید هریک از شما (به درگاه خداوند) تذلّل نماید و (به آستانش) دعا و زاری کند تا از پروردگار هر آفریده ای، آمرزش بطلبیم برای خودم و شما. منابع اصل: 1- المصباح (تقی الدین ابراهیم بن علی بن الحسن بن محمود العاملی الکفعمی 2- مطالب السؤول (محمد بن طلحة الشافعی) 3- شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید المعتزلی) 4- کنز العمّال (متقی بن حسام الهندی) 5- اعلام الدین (الحسن بن محمد الدیلمی) 6- منهاج البراعة (المیرزا حبیب الله الهاشمی الخوئی) 7- کفایة الطالب کتب واسطه: 1- بحار الانوار 2- نهج السعادة (شیخ محمد باقر محمودی) 3- مصباح البلاغه فی مستدرک نهج البلاغه (سیّد حسن میرجهانی طباطبائی) کتب ناقل بخشی از خطبه: 1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب) 2- الصراط المستقیم (علی بن یونس العاملی) 3- نهج الایمان (علی بن یوسف بن جبر) 4- الخرائج و الجرائج (قطب الدین الراوندی) 5- مستدرک السّفینة (علی نمازی) 6- الذریعة (شیخ آغا بزرگ تهرانی)

تمام آیه ی قرآن همین است                               فقط حیدر امیرالمومنین است

نوشته شده توسط احسان در ساعت 4:14 | لینک  | 

شخصی کنار امام صادق نشسته بود . می خواست چیزی بگوید حیا میکرد .

حضرت فرمودند : بگو .

عرض کرد: من همه شما اهل بیت را دوست دارم ولی امام حسین را کمی بیشتر از بقیه دوست دارم .

امام فرمود : اذن انت مثلنا ((درست مثل ما))

نوشته شده توسط احسان در ساعت 3:47 | لینک  | 


این شعر زیبا و معروف که شاعر آن حضرت مولانا میباشد را بسیار بسیار دوست دارم و حتما مولانا به خاطر عشق و ارادت بسیار به حضرت امیر(ص)تا این حد جاودانه شده است(صد در صد)


تا صــــورت پیـــوند جهــان بــــود علـــــــــــی بــود

تا نقــش زمیـــن بــود و زمـــان بود علـــــــــی بــود

شـاهی که ولـی بـود و وصــی بــود علـــــــــــی بــود

سلطــان سخـا و کـــرم و جــــــود علــــــــــی بـــود

مسجــود مــلا ئــک کــه شـد آدم ز علـــــــــی شــــد

آدم چــو یکــی قبلــه و مسجــــــود علــــــــــی بـــود

هـم آدم و هـم شیـــث وایــــــــوب وهــم ادریــــــــس

هــم یـوسف و هم یــونس و هم هـود علـــــــی بـــود

هم مـوسـی و هم عیسـی هم و خضــر و هم الیـــاس

هم صــالــح پیغمـبـــــــــــر و داود علـــــــــی بــــود

آن شیـــــــر دلاور کـــه ز بهـــر طمــــــــع نفــــس

در خــوان جهـــان پنچــه نیـــالـود علــــــــــی بــود

آنکـــاشـــــف قـــرآن کــه خــدا در همـــه قـــــــرآن

کـردش صفـت عصمــت و بستــود علــــــــــی بــود

آنعــــــارف سجــــاد کـه خـــــاک درش از قــــــــدر

از کنگـــره عـــرش بــر افـــروز علــــــــــــــی بــود

آنشــــــــاه ســــرافـــــرازکه انــــــدر ره اســــــــــلام

تـا کــار نشـــد راســت نیــــاســود علـــــــــــــی بـــود

آن قلعـــه گشـــــایــی کـه در قلعـــــــــــه خیبــــــــــــــر

بــر کنـــد بیــک حملــه و بگشــود علـــــــــــــــی بـــود

چنــدانکــه در آفـــــاق نظـــــــر کــــــــردم و دیــــــــدم

از روی یقیــــــن در همـــه مـوجــود علـــــــــــــی بــود

ایـــن کفــــر نبـــاشـد سخــــــن کفــــــــر نــــه اینســــت

تــا هسـت علــــــــی بـاشـد و تـا بـود علــــــــــــی بـــود

ســــــــر دو جهـــــان جملـــه ز پیـــــدا و ز پنهــــــــان

شمــس الحــق تبـــریـــز کـه بنمــود علــــــــــــی بــــود

*************

ایـــن شعــر ســر آغـــاز دیـــوان شمــس تبـــریــــزی

می بـــاشـــد 

آیــا شــاعــرش حضــرت مــولانـــا مــی تــواند شیعـــه نبــاشـد؟؟؟
نوشته شده توسط احسان در ساعت 0:49 | لینک  | 

امشب از اسمان ديده ي تو

روي شعرم ستاره مي بارد

در سکوت سپيد کاغذها

پنجه هايم جرقه مي کارد

شعر ديوانه ي تب الودم

شرمگين از شيار حواهش ها

پيکرش دوباره مي سوزد

عطش جاودان اتش ها

اري اغاز دوست داشتن است

گرچه پايان کار نا پيداست

من به پايان دگر نينديشم

که همين دوست داشتن زيباست

از سياهي چرا حذر کردن

شب پر از قطره هاي الماس است

انچه از شب بجاي مي ماند

عطر سکر اور گل ياس است

اه بگذار گم شوم در تو

کس نيابد زمن نشانه ي من

روح سوزان اه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه ي من

اه بگذار زين دريچه ي باز

خفته در پرنيان روياها

با پر روشني سفر گيرم

بگذرم از حصار دنياها

داني از زندگي چه مي خواهم

من تو باشم تو پاي تا سر تو

زندگي گر هزار باره بود

بار ديگر تو بار ديگر تو

انچه در من نهفته دريايي ست

کي توان نهفتنم باشد

با تو زين سهمگين طوفاني

کاش ياراي گفتنم باشد

بس که لبريزم از تو مي خواهم

بدوم در ميان صحرا ها

سر بکوبم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج درياها

بس که لبريزم از تو مي خواهم

چون غباري ز خود فرو ريزم

زير پاي تو سر نهم ارام

به سبک سايه ي تو اويزم

اري اغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه نا پيداست

من به پايان دگر نينديشم

که همين دوست داشتن زيباست


فروغ فرخزاد
نوشته شده توسط احسان در ساعت 0:38 | لینک  | 

خدایا:

کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟

مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟...


کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟

مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟

من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور شیعه جهان ، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است، و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبیب مسیحی - توصیف میکند و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - میبیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.

خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را یافته اند؟؟

و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بیت ، که میگفت:(من در این خانه زندگی میکنم )، سنی است؟

و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟

و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟

خدایا:

به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟

آیا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناخت مسمی ها ؟؟


معلم شهید دکترعلی شریعتی

نوشته شده توسط احسان در ساعت 2:55 | لینک  | 



با شنیده شدن اخباری مبنی بر محاکمه ی (سران فتنه) .فتنه ی 88 وارد فاز جدیدی شد.که در آن حتی خود سران فتنه هم میگویند((مارا محاکمه کنید))و شاید هم هل من مبارز میطلبند که فکر نکنم مال این حرفها باشند!!!

بعضی ها میگویند محاکمه شان کنید ولی بصورت علنی شاید فکر میکنند نظام از محاکمه ی اینها بصورت علنی واهمه ای دارد و یا میترسد پته اش روی آب بریزد!!!که این هم یک فرض کاملا اشتباه است چون این بنده خداها دیگر حرفی ندارند که بزنند و حرفهای قبلیشان هم بدون مدرک و از روی دروغ و عوام فریبی بوده است.اتفاقا بنده فکر کنم خیلی ها دوست دارند(از جمله من) تا اینها بتوانند مدرکی رو کنند تا حداقل دل این خانواده های عزیز از دست داده کمی خنک شود تا نگویند فرزندانمان را برای هیچ و پوچ به فنا دادیم رفت...که همینطور هم هست!!!

بعضی ها هم که آتششان داغ است میگویند بگیرید و اعدام کنید و ...ولی من میگم اینها با این نوع اعمال گنده میشن.وبه نظر من بی محلی به اینها از صد تا اعدام بدتره!!!

حالا باید ببینیم اصلا اینها آنها را دستگیر میکنند یا بازم همه سر کاریم!!!


نوشته شده توسط احسان در ساعت 2:20 | لینک  | 

حجت الاسلام سید كمال حیدری از علمای شیعه ساكن در ایران است كه در یكی از شبكه های ماهواره ای شیعه با استناد به كتب وهابیون آنان را به چالش كشیده است ، تصویر زیر نمونه ای از درماندگی وهابیون در پاسخ به موارد مطرح شده توسط این عالم شیعه میباشد.



نوشته شده توسط احسان در ساعت 17:13 | لینک  | 



اگر شبها به پای شبکه ی مقدس اهل بیت (علیهم السلام)نشسته باشید.جوانی افغانی را مشاهده میکنید که جان بر کف به میدان نبرد آمده تا بتواند بیشتر مکتب آسمانی شیعه را ترویج کند تا شاید بتواند علاوه بر انسانهایی که مذهب و دینی غیر از اسلام دارند اهل سنت را هم از گودال و منجلاب ظلمت و تباهی بیرون بکشد.خیلی ها مخالفش هستند شاید بخاطر اینکه خودشان کاری برای شیعه نکرده اند و برایشان زور دارد یک طلبه ی افغانی زبان مکتب شیعه شود.میخواهم از اینجا به جناب الله یاری عزیز بگویم که ما با تمام وجود از شما حمایت میکنیم مادامی که شما غلام حلقه به گوش حیدر کرار(ص)باشی.ان شا الله

لازم به ذکر است بگویم تا بحال ندیده ام این جوان در برابر جماعت عمریه(لعن)درصدی کم بیاورد یا بگذارد افکار ضاله ی آنها بر افکار آسمانی ما غالب شود و این جوان افغانی هر رور ندای((هل من مبارز))سر میدهد.تاشاید کسی از ان جماعت گمراه پیدا شود تا حداقل بتواند با یک طلبه ی جوان شیعه ما مناظره ای درست داشته باشد و حرفی برای گفتن!!!(عمرا))


لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

نوشته شده توسط احسان در ساعت 16:36 | لینک  | 



مردان جوانی که در زندگی خود الگو ندارند و دخترانی که نقش مادر را به عنوان راهنما احساس نمی‌کنند، مشکلات بسیار بیش‌تری نسبت به دیگران در زندگی دارند و حتی ممکن است دست به خودکشی بزنند.

در یکی از بزرگ‌ترین مطالعات در نوع خود، محققان متوجه شدند دختران و پسرانی که دارای یک الگوی هم‌جنس خود در زندگی نیستند با احتمال 67 درصد بیش‌تر از همتایان خود ممکن است بیکار بمانند.
آن‌ها هم‌چنین نسبت به دیگران زمان بیش‌تری را برای پیدا کردن شغل صرف کرده و در این بین موفقیت کم‌تری هم به دست می‌آورند.
در این مطالعات مشخص شد پسرانی که در زندگی خود راهنما ندارند با احتمال 50 درصد بیش‌تر از دیگران ممکن سراغ مصرف مواد مخدر بروند و دختران هم در زندگی خود با مشکلات روحی و روانی زیادی روبه رو خواهند شد. از لحاظ آماری این افراد هم‌ بیش از دیگران به فکر خودکشی می‌افتند.
در مجموع نزدیک به یک سوم نوجوانان و جوانان انگلیسی اقرار کرده‌اند که در دوره‌ای از زندگی خود به فکر خودکشی افتاده‌اند. اما این آمار در بین افرادی که دارای یک الگوی مثبت در زندگی خود نیستند تا 42 درصد افزایش پیدا می‌کند.
تقریبا یک پنجم مردان جوانی که نقش پدر را به عنوان یک الگو در زندگی خود حس نمی‌کنند و یا فرد دیگری را برای دریافت راهنمایی پیدا نمی‌کنند به سراغ مصرف مواد مخدر می‌روند، اما این آمار در افرادی که از یک الگو در زندگی خود بهره‌مند هستند تا یک دهم کاهش پیدا می‌کند.
در این مطالعات، محققان با 2 هزار و 170 جوان 16 تا 25 ساله مصاحبه‌هایی انجام دادند و متوجه شدند نزدیک به یک سوم پسران و یک چهارم دختران دارای الگوی مناسبی در زندگی خود نیستند. مطالعات بیش‌تر نشان داد این موضوع تاثیر بسیار زیادی روی سلامت ذهنی جوانان دارد و حتی می‌تواند باعث بروز مشکلات روحی و روانی شدید در آن‌ها شود.
به خصوص دختران و زنان جوانی که نمی‌توانند از وجود شخصی برای دریافت راهنمایی در هنگام بروز مشکلات استفاده کنند به شدت از این نظر آسیب می‌بینند و حتی نزدیک به 50 درصد از آن‌ها به فکر خودکشی می‌افتند. نزدیک به یک چهارم آن‌ها هم در این بین دچار بحران هویت می‌شوند.
این جوانان هم‌چنین با احتمال 3 برابر بیش‌تر از دیگران احساس افسردگی و ناامیدی می‌کنند و حتی بسیاری از آن‌ها آخرین باری را که احساس غرور کرده بودند به یاد نمی‌آورند. هم‌چنین آن‌ها کم‌تر از دیگران میزان شادی می‌کنند و میزان اعتماد به نفس در آن‌ها کم‌تر از دیگران است.
مارتینا میلبرن مدیر اجرایی Prince's Trust که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: هیچ چیز نگران‌ کننده‌تر از این نیست که جوانان امروزی الگویی در زندگی خود نداشته باشند، چرا که این موضوع سبب می‌شود آن‌ها در زندگی خود احساس سردرگمی پیدا کنند و برنامه‌ای برای آینده خود نداشته باشند. همین موضوع سبب می‌شود آن‌ها اهمیتی برای زندگی خود قائل نباشند و حتی به فکر پایان دادن به آن بیفتند.

انجام مطالعات گسترده در بین جوانانی که به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده، عضو گروه‌های خرابکار شده‌اند و به دلیل ارتکاب به جرم به زندان افتاده است نشان می‌دهد بخش زیادی از آن‌ها در زندگی خود راهنما نداشته‌اند و به همین دلیل راه را اشتباه انتخاب کرده‌اند.

ناامیدی جوانان را تهدید میکندبه همین دلیل است که محققان معتقدند ناامیدی بسیاری از جوانان عصر حاضر را تهدید می‌کند.
در تحقیقی که روی جوانان 18 تا 24 سال در کشور انگلستان به انجام رسید مشخص شد نزدیک به 66 درصد از جوانان این کشور حداقل یک بار در هفته احساس ناامیدی میکنند و نسبت به زندگی آینده خود دیدگاه روشنی ندارند.
محققان طی این بررسیها متوجه شدند بیکاری و مشکلات مالی مهمترین نگرانی این جوانان به شمار می‌آید.
این در حالی است که بسیاری از این جوانان اعلام کرده اند معمولا در مورد نگرانیها و مشکلات خود با هیچ کس صحبت نمیکنند که این موضوع میتواند عواقب بسیاری خطرناکی را به همراه داشته باشد. در حقیقیت بسیاری از جوانان استراتژیهای برخورد با مشکلات و کنار آمدن با آنها را نمیدانند و نداشتن الگو هم سبب می‌شود آن‌ها در این بین احساس سردرگمی کنند.

نوشته شده توسط احسان در ساعت 15:55 | لینک  | 


بسم رب الحیدریون

وقتی که عشق در دل طوفان غروب کرد
خورشید درهجوم زمستان غروب کرد
در خود شکست وسعت لبریز آسمان
در ابرهای یخ زده باران غروب کرد
زخمی عمیق در دل تاریخ زنده شد
در دست های معجزه درمان غروب کرد
تا وحی آخرین خدا را کفن کنند
یاد غدیر و موسم پیمان غروب کرد
در ذهن های یخ زده ی قوم صد نقاب
شبکوچه های عطر خوش نان غروب کرد
شبکوچه های غربت ِ مرد ودخیل چاه
غمناله های حضرت انسان غروب کرد
فرقی به خون نشست که در کوفه پیش از این
با ژرفنای فزتُ باایمان غروب کرد
گویا هنوز در دل این شهر جاری است
داغ دلی شکسته که پنهان غروب کرد
بانوی آبهای جهان در تب عطش
پهلوی زخمهای فراوان غروب کرد
ذهن بشر به خون وجگر تیر بسته بود
یعنی که باز جلوه ی قرآن غروب کرد
بادی وزید جهل به طوفان نشسته بود
رود از مسیر خشک بیابان غروب کرد
در هم شکست ساقه ی ترد جوانه را
گل در هجوم خار مغیلان غروب کرد
آتش ذوباره بر بدن یاش شعله زد
لیلا دوباره از غم هجران غروب کرد
این سو نشسته حنجر شش ماهه ای به خون
آن سو رسول ثانی ِ میدان غروب کرد
دستان سرو از طپش افتاد ومشک مرد!
گل در مشام سبز درختان غروب کرد
پیراهنی به باد نشست وسری به خون
عطری به سمت غربت کنعان غروب کرد
از خیمه های غرق عطش نا له می وزید
زنجیر روی زخم اسیران غروب کرد
گیسو سه ساله،قامت دلجوی دختری
در دست بادهای پریشان غروب کرد
تب دار لحظه های عظیم حماسه بود
چشمی که در عزای شهیدان غروب کرد
خون شد دلی که مادر شبهای سجده بود
بانوی مهد حادثه - ایران - غروب کرد
تو فاتح تمامی دلهای عاشقی
سجاده ای که در شب زندان طلوع کرد
سوز صدای منتشر خون به قرن ها
وقتی که عشق در دل طوفان طلوع کرد
آن شب تبی تو را ز شهادت دریغ داشت
تا در نگاه سبز تو عرفان طلوع کرد
فردا امامت دو جهان سهم دست توست
یعنی چهار خم به شبستان طلوع کرد

شاعر:مریم حقیقت


شهادت
جانسوز سید العارفین و سید الساجدین حضرت علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(ص)را محضر تمامی شیعیان تسلیت عرض میکنم
نوشته شده توسط احسان در ساعت 1:59 | لینک  | 

این شبکه شاید به خاطر برنامه ی معروف حجت السلام الله یاری و یا برنامه ی دکتر جزایری مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفته باشد...به نظر این بنده حقیر امروز کمک به این شبکه و امثال این شبکه که میتوانند بصورت مستقیم با سیاهی و تباهی مبارزه کنند و بتوانند قطره ای از فضائل مکتب مقدس تشیع را نشان دهند واجب است .نمیدونم تا بحال پای این برنامه نشسته اید یا نه !!! ولی من این شبکه را بطور جد حمایت میکنم و به عزیزان سفارش میکنم حتما این شبکه را با دقت فراوان مشاهده کنند و ببینند. اقتدار علمی و منطقی مکتب تشیع چقدر با عظمت است.


(( فقط شیعه بر حق است و بس))

نوشته شده توسط احسان در ساعت 4:31 | لینک  | 



شیعه امروز همان شیعه ای که پاک ترین و تند ترین ایمانها را به علی دارد‌ ، به علی عشق می ورزد.

حتی بر خلاف اسلام ، بر خلاف رضایت شخص علی او را بر مقام الهی می رسانند و علی اللهی و .... می شوند.

باز علی را تنها در یک چهره می بیند ، یک بعد علی را می شناسد و دیگر فضائل و ابعاد این روح چند بُعدی را نادیده می انگارد.

با آنها آشنا نیست و علی بیش از آنچه به شور اخلاص شیعه اش نیازمند باشد به این نیاز دارد که او را و تمام او را شیعه پاک اعتقادش بشناسد.

بی شک از عوام شیعه چنین انتظاری ندارد اما از خواصِ شیعه ، از آدم روشنفکر شیعه چنین توقعی دارد.

کسی که شیعه علی است باید او را در همه چهره هایش بشناسد....

<<دکتر علی شریعتی>>

(انسان بی خود ، ص ۴۱۵)

نوشته شده توسط احسان در ساعت 0:48 | لینک  |